خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    ما بجای سگ و گربه به عنوان حیوون خونگی راسو خریدیم…

    هر وقت مهمون میاد فشارش میدیم همه فرار می‌کنند

     

     

     

    یکی از سوالایی که از بچگی ذهنمو به خودش مشغول کرده اینه که چرا نون سنگکو شبیه میز اتو درست میکنن :-)

     

     

     

    رفتم كتاب فروشي خواستم وانمود كنم خيلي حاليمه گفتم
    كتاب ماوراء انتگرال راديكاليسم رو داريد؟؟
    گفت بله
    .
    .
    .
    .
    قلبم گرفت
    گفتم پس يك جلد خرس مهربون بديد:-))))

     

     

     

    یکی از دوستای ابجیم خیلی لوسه و از خود راضی از قضا(قضی) از داداشم خوشش میاد داداشم ازش متنفره حالا ابجیم هی میخواد اینا رو بهم بچسبونه چندروز پبش یکی از عکسای اتلیه ای دختره رو اورده (دختره با سه من ارایش هنوز زشت یود) به داداشم میگه سارا رو ببین عینه سیبیه که با کیتی پری نصف شده فقط چشاش قهوه ایی داداشم زل زد تو صورت ابجیم گقت اره عین سیبی ک ی جا خوردی 2 جا ریدی چشاشم به همین خاطر قهوه ایی حالا کاری به ادبیات داداش مثلن مهندسم ندارم چشای ابجیمم قهوه ای اخه


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : داداشم ,قهوه ,ابجیم ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده